|
ريشههاي استوار ريشه ما در خاك ايران محكم است و ساقه ما مثل دستهاي دعايمان تا عرش رفته است
|
بسم الله الرحمن الرحیم [ یکشنبه هفتم فروردین 1390 ] [ 0:33 ] [ هانی ]
[ ]
سوال: هیچ فکر کرده اید که چرا انسان ها بیمار می شوند و به سبب بیماری در رنج و تعب قرار دارند؟ عموم مردم به علت نادیده گرفتن قوانین و احکام حاکم بر جهان و انسان بیمار می شوند. اگر امروزه مردمان ما رو به سوی انجام فرامین الهی بیاورند و با تاسی به دستورات و سیره ی پیامبر اکرم (ص) و ائمه هدی (ع) سلامتی خود و خانواده ی خود را بیمه خواهند کرد. حجامت: یکی از دستورات الهی انجام حجامت است که متاسفانه مدت هاست این سنت پیامبران در میان ما مسلمانان به فراموشی سپرده شده است و انجام دادنش سخت، و اگر هم انجام می شود سودی در پی ندارد به دلیل آنکه به طرز صحیح انجام نمی شود پیامبر اکرم(ص) می فرمایند: « در شب معراج من و امتم را بسیار به حجامت سفارش کردند» امام علی (ع) می فرمایند :« ان الحجامة تصحح البدن و تشدد العقل»( حجامت بدن را سالم و عقل را زیاد می کند) به همین جهت وجود مبارک رسول اکرم(ص) در زمان حیات خود پر برکتشان 527بار حجامت انجام دادند. حجامت به عنوان یک شیوه ی پیشگیرانه از بیماری ها و نیز یک شیوه درمانی مدت هاست که در برخی از دانشکده های پزشکی آمریکا، آلمان،چین، پاکستان و ... تدریس می شود.و ده ها کارشناس برجسته حجامت در کشور های اروپایی و آمریکایی چندین جلد کتاب پیرامون حجامت و مکانیسم اثر آن تالیف نموده اند و این جمله از پرفسور یوهان آبله است که: « حجامت یک امر کمکی در جهت خود گر دانی کار طبیعی سیستم های بدن انسان است». پروفسور واسانت لاد محقق هندی و مدیر یک مرکز پژوهشی معتبر در آمریکا، پس از سال هاتحقیق و پژوهش روی مکانیسم حجامت اظهار می دارد که بین دو کتف،یک سیستم محافظتی و دریچه هایی تعبیه شده است که مانع ورود عمده ای از ذرات سنگین آنتی ژن ها، ترکیبات زاید خون،لنف و ... به سیستم عروقی قلب می گردد؛ این اجرام در شبکه مویرگی پشت قلب بین دو کتف انبار و مجتمع می گردد و از حدی که فرا تر رفت مقاومت این شبکه حفاظتی شکسته شده و این ذرات و اجرام اضافی و سمی خون وارد شبکه خونی قلب می شود و شروع به آسیب زدایی می کنند ؛ که با انجام حجامت بخشی از این ترکیبات زاید از شبکه ی مویرگی بین دو کتف تخلیه خواهد شد. به همین جهت در طب اسلامی و سنتی عملکرد حجامت را به لایروبی قنات تشبیه کرده اند، زیرا تمام عروق سطحی و ریز سیستم های بدن را پاکسازی و تصفیه می نماید حجامت از نظر لغوی یعنی حجم دادن و روش کار به این ترتیب است که پس از ایجاد بادکش در ناحیه بین دو کتف، روی مهر های تی 3 و تی 4 و برجسته شدن پوست،چند خراش سطحی روی پوست ایجاد شده و با مکش بعدی،از خراش ها، خون تخلیه می گردد، که چون از رگ های خرد می آید سبب ضعف بدن نمی شود و در عین حال تن را سبک و خون فاسد را خارج می کند. نکته: در حجامت 50 الی 70 سی سی خون فاسد تخلیه می گردد اما در اهدا ءخون 350 الی 500 سی سی خون، هم سالم هم فاسد تخلیه می گردد حجامت درمان همه درد هاست.(پیامبر اکرم صلوات الله و آله) پروفسور یوهان آبله میگوید: «به نظر من 75% تمام بیماری های بشر بوسیله درمان های طبیعی از جمله حجامت قابل علاج است در مطبی که حجامت صورت نگیرد ، اصلا درمان اتفاق نیفتاده است»
تاثیر حجامت روی کودکان: حجامت در اطفال و نوجوانان سبب جهش رشد( افزایش چشمگیر قد و وزن) افزایش اشتها،کاهش اختلالات رفتاری از قبیل پرخاشگری ،تندخویی و عصبیت) افزایش مقاوت بدن نسبت به بیماری های عفونی، افزایش قوای ذهنی و قدرت یادگیری کودکان افزایش تمرکز حواس و دقت آنان ، تنظیم خوابشان منطقی تر شدن کودک و هماهنگی بیشتر با والدین و سایر اعضای خوانواده،شادابی و رشد بیشتر پوست و مو،افزایش زیبایی،تقویت بینایی چشم، تنظیم و تعدیل بحران های بلوغ جنسی و امیال سرکش و گاه مخرب جنسی در دختران و پسران نو جوان،تغیر ذائقه ی کودک(میل کودک به غذا و اقلام مصنوعی و شیمیایی مضر مثل نوشابه و پفک و .. کمتر شده و به مواد طبیعی مثل گردو خرما و سیب و .. بیشتر خواهد شد) در طب اسلامی حجامت جایگزین مناسب واکسیناسیون اطفال و نوجوانان می باشد که صد ها سال در زندگی قدما رایج بود است؛ نمونه های فراوانی از کودکان و نو جوانان داریم که والدینشان به جای واکسیناسیون ،آنان را طبق برنامه حجامت نموده اند و طی چند سال هیچ گونه ابتلاء به بیماری های عفونی در آنها مشاهده نشده است. حتی از همسالان واکسیناسیون شده خود،از سیستم ایمنی بهتری برخوردار هستند. امام صادق(ع)می فرمایند: «حجامت نوزاد از چهار ماهگی به بعد سبب خشک شدن اب دهان و کاهش حرارت از سر و بدنش می شود» امام صادق (ع) می فرمایند: «کودکان خود را حجامت کنید،حجامت برای طفل همانند هرس است برای درختان» نکته: حجامت نوزاد بدون بادکش می باشد. حجامت زنان باردار در ماه چهارم و پنجم بارداری و جهت(زایمان راحت و ایمن، افزایش رشد جثه ی جنین،افزایش ضریب هوشی ، تعادل مزاج نوزاد و کمتر مریض شدن وی بعد از بدنیا آمدن) بسیار مفید بوده و در صورت بیماری نیز به حجامت پاسخ مطلوب و سریعی خواهد داد. حجامت برای زنان شیر ده نیز سبب زیاده شدن و افزایش توان شیر دهی و افزایش کیفیت غذای شیر مادر و همچنین سبب کاهش قولنج های روده ای نوزاد می گردد. دستاوردهای اصلاح ژنتیک در اثر حجامت: تناسب و توازن اندام- زیبایی چهره- بالا رفتن قدرت دفاعی بدن- ضریب هوشی بالاتر-تربیت پذیری-عدم گرایش به رفتارهای ناهنجار اجتماعی-پایین آوردن استعداد ابتلاء به بیماری سرطان،دیابت،سکته ی قلبی ،فشار خون و حساسیت های مختلف-افزایش بینایی چشم افزایش حافظه-طول عمر-سالم سازی دستگاه گوارش و .. بعضی از فواید و اثرات پیشگیرانه و درمانی حجامت: 1.جلوگیری از سکته مغزی و قلبی 2.میگرن و سردرد3.آکنه بلوغ4.سینوزیت5. صرع 6.دردهای قاعدگی7.کیست تخمدان8. آبله مرغان 9. ناراحتی مفصل 10. یرقان و زردی 11.آسم 12.کنترل فشار خون بالا 13.درمان حساسیت ها مانند کهیر ،خارش ،سرفه عطسه، خارش سقف دهان و گوش، تنگی نفس و...14. طبق مدارک مستند 90 درصد بیماران حجامت شده پس از حجامت کاهش دفعات سرما خوردگی و آنفلونزا داشته اند (در بررسی حدود 530 خانوار که به طورمنظم و سالیانه خود و فرزندان خود را حجامت میکنند دیده شده که تعداد و شدت کم و کیف بیماری های عفونی مثل آنفلونزا در این خانوار ها کاهش یافته است15. مفید در درمان دیابت و سرطان همراه با ورزش و کاهش استرس و داروهای گیاهی16. درمان افسردگی ،ترسو اضطراب ( طبق تحقیقاتی که در کنگره بین المللی طب اسلامی ارایه شده است حجامت موجب افزایش ترشحی به نام سرو تونین در مغز می شودطبق تحقیقات علم روان پزشکی نوین،کاهش سروتونین مغز یکی از عواملی اساسی ایجاد افسردگی،ایجاد پرخاشگری،عصبانیت زودرس و.. می باشد16. درمان اعتیاد با فواید بی شمار از جمله:ارزان ،سر پایی،بدون درد، و کوتاه بودن طول مدت درمان به علاوه با احتمال برگشت کمتر نسبت به روش های دیگر و........ بهترین زمان حجامت: بهترین زمان انجام حجامت فصول بهار و پاییز و روز های 16 و 17 هر ماه قمری و در بعضی روایات نیز روزهای 19 و 20 هر ماه قمری سفارش شده است. نکته: حجامت در غیر موارد ضروری در جمعه ممنوع می باشد بهترین وقت حجامت در سال در ماه حزیران رومی است که شروعش 22 خرداد ماه می باشد امام صادق و امام رضا (ع) فرمودند: « در 7 حزیران (29خرداد) حجامت کنید ، اگر نتوانستید در 14 حزیران (5 تیر) انجام دهید بعضی ملاحظات قبل از حجامت: 1-حجامت در زمان سیری و نیز گرسنگی نهی شده باید فرد در حال بینابین باشد2-تایک ساعت پس از حمام رفتن حجامت ممنوع می باشد بعضی ملاحظات پس از حجامت: 1-ممنوعیت شستشو موضع حجامت تا یک ساعت پس از آن2-ممنوعیت استحمام تا 24 ساعت پس از آن3- ممنوعیت خودن غذا تا یک ساعت پس از آن4- پرهیز از خودن غذاهای شور و نیز تخم مرغ5- خوردن غذای کمتر و نوشیدن بیشتر6-پرهیز از کارهای هیجانی و عصبانیت راهنمایی: مصرف کاهو،سنکنجبین و شربت گلاب در گرم مزاجان و شربت عسل در سرد مزاجان افراد 60 سال به بالا باید با اجازه پزشک حجامت کنند. [ پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391 ] [ 23:13 ] [ صنوان ]
[ ]
حدود یک سال پیش بود، یه روز بهاری با یکی از دوستانم رفته بودیم گلزار شهدا، حال خوبی نداشتم و ناراحت بودم. دوستم شروع کرد از شهدا برام گفتن تا من رو از حال و احوال ناراحتی بیرون بیاره. چند روزی بود از غرب برگشته بود، برام از غرب و زحمات شهیدانی که برای امنیت اونجا جونشون را به خدا سپردند گفت... شهیدانی که توی 8 سال دفاع مقدس از ته دل و جان و با شعار شهادت افتخار ماست و روحیه ی جهاد در راه خدا، در راه خدا جنگیدند... رفتیم سر مزار شهیدی و نشستیم و فاتحه ای خواندیم، دوستم گفت: ایشون استاد و موسس کالجی در گویان امریکا بوده... بعد مدتي توسط یک سری افراد ربوده میشه و و بعد از شکنجه شهيدشون ميكنن و چیزی دیگری هم گفت که واقعا دلم سوخت... گفت: دخترشون یک یا دو روز بعد از شهادت ايشون به دنیا اومده. ایشون شهید امروز است و این که باز هم قصه ادامه دارد و باز هم جهاد در راه خدا و باز هم شهادت ...
از همونجا یه حس خاصی به ایشون پیدا کردم اومدم خانه و توی اینترنت گشتی زدم و زندگینامه ی ایشون رو که از زبان برادرشون گفته شده بود، خوندم و برام جالب بود که ایشون با همسرش تنهایی اونجا بودند توی کشوری که حتی سفارت ایران در اونجا نیست و به عنوان ماموریتی از طرف حوزه و سازمان مدارس به اونجا میروند تا شرایط رو برای تاسیس کالج ببینند و.... بعد هم اين قدر مظلومانه به شهادت مي رسند...
می خواستم یه کاری براشون بکنم، ولی نمیدونستم چه كاري و چه جوري؟ چند ماه بعد، شب عاشورا (شام غریبان)، رفته بودم گلزار شهدا. رفتم به طرف مزار شهید تا شمعی روشن کنم، وقتی رسیدم چند خانم و چند بچه را دیدم که سر مزارند احساس کردم خانم شون و دخترشون هم هستند . دختری حدود 8 ساله با بچه ای دیگر کنار مزار شهید با هم بازی می کردند، احساس کردم دختر شهیده. برای اینکه مطمئن بشم رفتم و ازش پرسیدم: دختر خانم این مزار، مزار کیه؟ سرش را بلند کرد و نگاهی به من انداخت و با صدایی پرغرور ولی پر از بغض نهفته گفت: این سر خاک پدرم است، پشیمون شدم که ازش این سوال رو پرسیدم و ناراحتش کردم، ولی دیگر دیر شده بود. رفتم سر خاک و با خانم شون سلام و علیکی کردم و گفتم که می خوام در مورد همسرشون مقاله ای بنویسم تا توی اینترنت منتشر بشه و جوونا بیشتر با این شهید اشنا بشن و ........... شمارشون رو گرفتم و خیلی خوشحال اومدم خونه، فکر کردم خدا بهم توفیقی داده تا برای ایشون کاری انجام بدم حتی یه کار کوچک... با دوستان صحبت کردم و گفتم قضیه از چه قرار است... چند وقت بعد، صبح که از خواب بلند شدم، گوشی تلفن زنگ زد، یکی از دوستانم بود، گفت: الان گلزار شهدا هستیم و یک روحانی اینجاست که درباره اون شهیدی که درباره اش برایم حرف زدی، صحبت کرد. اگر دوست داری می توانی بیای باهاش صحبت کنی شاید اطلاعاتی ازش داشت. منم سریع خودم رو رسوندم گلزار، با دوستم رفتیم سراغ شون و درباره ی شهید ازشون پرسیدم. خیلی کوتاه با هم صحبت کردیم، پرسیدم که آیا میشه پی گیری کرد مسئله ی شهادت ایشون رو؟ خیلی ناامیدانه جواب داد: فقط ایشون نیستند که به شهادت رسیدند کسای دیگری هم هستند همین الان دارند شهید می شوند و ... يه كم نااميد شدم اما... در هر صورت با دوستان صحبتی کردم تا بتوانیم مصاحبه ای با خانم ایشون انجام بديم تا ما هم یه سهم کوچک در زنده نگه داشتن ياد ایشون داشته باشیم. حالا تو این کار کوچک هم خود ایشون به ما نظر لطف داشتند والا ما كجا و مقام شهدا و ياد اون ها كجا! شهیدان همیشه ناظر و حاضرند و يادشان در ناخودآگاه ما هست... حتي اگر خودمان ندانیم... زندگي شهدا الگويي براي زندگي ما غافلان و دنيازدگان.. بايد زندگی مان را مدیون به شهیدان بدانیم و راه آن ها را ادامه دهیم. راهي كه خدا و راه بندگان صالح خداست شهید محمدحسن ابراهیمی، جانش را در این راه گذاشت، راه خدا، راه آموزش، راه معلمی. آن فرو ریخته گل های پریشان در باد کز می جام شهادت همه مدهوشانند تا نگویند که از یاد فراموشانند سالگرد شهادت شان را به خانواده محترم شان تسلیت و تهنيت عرض می نماییم. برچسبها: شهيد محمدحسن ابراهيمي [ شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 20:8 ] [ صنوان ]
[ ]
از زمان كودكي هايم همواره با خود مي انديشيدم امام هادي عليه السلام غريبترين امامهاست...
يادم مي آيد با خود اين گونه مي گفتم: امام علي عليه السلام امام اول ماست و زياد از ايشان ياد مي كنيم... امام حسن و امام حسين عليه السلام كه نامشان همواره بر زبانهاست... امام سجاد عليه السلام كه يادگار كربلاست... امام باقر عليه السلام را با نام شكافنده ي علم ها ياد مي كنيم... امام صادق عليه السلام كه رييس مكتب شيعه است... امام كاظم عليه السلام پدر امام رضا و حضرت معصومه است و بعنوان امام مظلوم در زندان ميشناسيم... امام رضا عليه السلام كه جاي خود دارد و ايران مشهد اوست... امام جواد عليه السلام بعنوان پسر امام رضا و جوانترين امام شهيد.... امام حسن عسكري عليه السلام بعنوان پدر امام زمان ياد ميشود... امام زمان عليه السلام كه سالهاست صدايش ميزنيم... يادم مي آيد با خود ميگفتم امام هادي عليه السلام چقدر غريب است ... درميان امامان معصوم از ديگر معصومين كمتر ياد مي شود ... قلب كوچكم مي گرفت و با زبان بچگي مي گفتم: امام هادي جان، من بياد شما هستم... و امروز هم كه سالها از آن زمان مي گذرد دستهايم را بلند مي كنم و مي خوانم: يا اباالحسن يا علي بن محمد ايهاالهادي النقي يابن رسول الله يا حجة الله علي خلقه يا سيدنا و مولانا انا توجهنا و استشفعنا و توسلنا بك الي الله و قدمناك بين يدي حاجاتنا يا وجيها عندالله اشفع لنا عندالله بعد نوشت: يكي از دوستان در كامنت خصوصي بيان داشتند كه امامان معصوم نيازي به ما ندارند و ... بايد بگويم دقيقا همينطورست بلكه اين ما هستيم كه اگر از هركدام از معصومين غافل باشيم غريب هستيم اين پست تلنگري ست كه همواره بياد همه ي امامانمان باشيم چرا كه: كلهم نور واحد... [ سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391 ] [ 11:45 ] [ بيتاب ]
[ ]
-آقا سلام
ـسلام بفرمايين -ببخشين اينا خارجيه؟ -بله اصله اصل جنسش، حرف نداره...ايرانيشم داريم... -نه آقا همين خارجيشو بدين بهتره... -چشم بفرمايين. ...................... و اين قصه ايه كه هر روز و هر روز تو خيلي از مغازه هاي شهر تكرار و تكرار ميشه... وقتي مي پرسي چرا جنس ايراني رو نمي خرين؟ همه با تعجب نگات مي كنن و مي گن وا!!! خب معلومه جنس ايراني به درد نمي خوره كيفيت نداره! عمدتا به ۲ دليل كالاي ايراني توسط بسياري از ايرانيان خريداري نمي شه: ۱)نداشتن كلاس ۲)نداشتن كيفيت دلیل اول که توجیهی نداره اما درمورد دومی آیا تا حالا فكر كرديم چرا بعضي از كالاهاي ايراني كيفيت پاييني دارن؟ آيا تا حالا فكر كرديم كه ممكنه خود ما علت اصلي اين مسئله باشيم؟ درسته... وقتي كه ما با نخريدن مون از توليدكننده ي داخلي هيچ گونه حمايتي نمي كنيم... وقتي به توليدكنندههامون كوچك ترين فرصتي نمي ديم تا براي بالا بردن كيفيت كالا قدمي بردارن... وقتي با عدم خريدمون هيچ سودي عايد توليدكننده ي ملي نمي شه كه با اون سود در جهت رشد كيفيت محصول اقدامي كنه... اون وقت آيا انتظار يك محصول ملي با كيفيت عالي، انتظار صحيحيه؟ البته كه كالاي خارجي در بسياري موارد كيفيت بهتري داره ... علتش ما هستيم كه با خريدن هاي مكررمون سود واقعي رو تو جيب شركت خارجي مي ريزيم و اون مي تونه با اين سود زياد هر روز و هر روز براي كسب سود بيشتر، كيفيت محصولش رو بالا ببره... بياييد از امسال كه آقا خريد كالاي ملي رو بر ما فريضه دونستند، خودمون رو موظف كنيم تا مي شه پولمونو تو جيب كشور خودمون بريزيم... ياعلي لينك این مطلب در رجانیوز برچسبها: سال توليد ملي, حمايت از كار و سرمايه ايراني, كالاي ايراني [ سه شنبه یکم فروردین 1391 ] [ 19:9 ] [ بيتاب ]
[ ]
به تو فکر می کنم و به اعتقاد خودم به تو و به رضایت خودم از تو، به در خواست هایم از تو! گاهی که می خوانم یا می شنوم " تو برای من، به اندازه ی اعتقاد من به خودت، بزرگی و کارگشا" به این می اندیشم که از تو چه می خواهم یا چه خواسته ام. شاید برای این که... نمی دانم.. اما احتمالا می خواهم خودم را امتحان کنم. شاید هم خدای خودم را! گاهی تو را زیاد مرور می کنم در ذهنم. راستش را بگویم ناگهان می ترسم و مرورم را تردید می کنم و شاید پشیمان می شوم. اما نه! پشیمان، نه! منصرف می شوم. شاید می ترسم! نمی دانم از این می ترسم که تو آنقدر بزرگ نباشی که خیالت می کنم؟ یا این که من آنقدر بزرگ نباشم که به خیالم هستم؟! ولی خوب می دانم، هنوز با ترس و تردید آنقدر کنار نیامده ام که؛ قصه ی تکراری درخواست هایم و اجابت تو را، تا ته اش بروم. تا آنجا که بالاخره بفهمم؛ این منم که راضیم و نمی خواهم؟ یا.. راضی ام اما به نخواستن؟ برچسبها: خواسته رضایت تردید اجابت [ دوشنبه پانزدهم اسفند 1390 ] [ 14:31 ] [ حيران ]
[ ]
امروز شنبه ۱۳/۱۲/۱۳۹۰ است و چند روزی است که از گرفتن اسکار فیلم "جدایی نادر از سیمین" میگذرد. حرفهای زیادی شنیدهام. بعضیها خوشحال بودند... میگفتند "زنده باد ایران" بعضیها هم میگفتند آبروی ما را بردند... بعضیها هم میگفتند اگه خوب نبود که جشنواره فجر سال قبل سیمرغ نمیگرفت و ... حالا نمیدونم با حرفهای این مردم واقعا آخرش این اسکار باعث افتخار هست یا نه؟ نمیدونم که آیا ما مردم مسلمان شیعه ایران به خاطر کمی پول دروغ خواهیم گفت؟ آیا فرقی بین مسلمان بودن ماها هست؟ چادری و غیرچادری با هم فرق دارند؟ آیا زنان چادری ما به خاطر ترس از شوهر دروغ خواهند گفت؟ آیا مردان مسلمان ایرانی به خاطر کمی پول، خود را آنقدر به آب و آتش هر ننگ و دروغی ميزنند و خودزنی میکنند؟ و آیا اینکه ما مردم ایران در سرزمینی زندگی میکنیم پر از دروغ و نیرنگ خشونت و گریه و غم؟ نمیدونم، چرا آقای فرهادی با اینکه گفتند مهم مردم ایران هستند، ولی با این حال از ایران رفتند و خارج از کشور زندگی میکنند؟ نمیدونم، چرا باید یک زن بازیگر مسلمان ایرانی به نمایندگی از زنان ایرانی با این وضعیت در جشن شرکت کند؟!
نمیدونم با این همه تحریمهای آمریکا علیه ایران، چرا وزارت خارجه آمریکا به اسکار گرفتن ما تبریک گفت؟ طبق آمار، ميلیونها ایرانی از گرفتن اسکار خوشحال شدند! آیا اين ميليونها نفر از اين حرف آقای فرهادی که گفتند برای من مهم مردم ایران هست و کاری به دولتش ندارم و مهم نیست ،هم خوشحال شدند؟ نمیدونم چرا اسکار با تمام حرفهایی که دربارهاش هست، چرا بین این 5 فیلم، فیلم ایران رو انتخاب کرد؟ آن هم فیلمی که ما مردم ایران رو دارای اختلاف دینی و فکری و مسلمانی متفاوت نشان داده است؟ آیا ما مردم ایران از هر قشری با همه تفاوتها چه از نظر دینی، فکری و ... کاری به این نظام نداریم و برایمان مهم نیست سرنوشت کشورمان؟ الان چند ساعتی است که ار انتخابات مجلس نهم گذشته است و فکر میکنم مردم ایران با تمام اختلافات سیاسی و فکری و فرهنگی نشان دادند که افتخار واقعی این است که در ایران هیچ تفاوتی بین مردمش نیست و همه ما ایرانی هستیم و سرنوشت کشورمان برایمان مهم است و حاضريم براي رهبر و ميهنمان ساعتها در صف بايستيم تا با رأي خود سيلي بزنيم بر صورت همانهايي كه اسكارشان هم در جهت تحقير و تضعيف ايران است...
برچسبها: اصغر فرهادي, اسكار, جدايي نادر از سيمين, انتخابات, مجلس نهم, ايران [ شنبه سیزدهم اسفند 1390 ] [ 5:15 ] [ صنوان ]
[ ]
شخصي نزد اميرالمؤمنين عليهالسلام آمد و گفت: من با آنكه ميخواهم براي نماز شب برخيزم، اما نميتوانم. حضرت در جواب فرمودند: «قدقيدك ذنوبك؛ گناهانت تو را به بند كشيده است»1 و همان باعث ميشود بيدار نشوي. گرچه بهظاهر اين روايت اخلاقي است، اما داراي جنبه طبي هم هست. چون مزاج گناه سرد است و بر مزاج سرد و تر مغز ميافزايد و به خواب سنگين ميانجامد، لذا در روايات داريم خيليها بر اثر گناهان ميميرند و گناه عمر را كوتاه ميكند، چون سردي عصيان، انسان را از تعادل حقيقي كه در قالب مكتب تشيع بر ما ارزاني شده است، دور ميكند و باعث ضعف حرارات غريزي بدن ميشود... براي نمونه خوب است بدانيم نگاه به زن نامحرم، صفراي فاسد را بالا ميبرد و در مقابل نگاه به همسر، مزاج را تعديل ميكند. بد نيست به اين نكته نيز اشاره كنيم كه مزاج اطاعت از خداوند گرم است و گرمي طاعت، موجب تقويت حرارت غريزي ميشود و در نتيجه انسانهاي مطيع خداوند، معمولا عمر طولاني دارند. حقيقت گسترده خواب بر چشم بسياري از ما كم اهميت است، اما اگر بدانيم خواب هم جزئي از زندگي ماست، ميتوانيم از لحظه لجظه آن بهرهبرداري كنيم. به فرموده اميرالمؤمنين عليهالسلام، وقتي مؤمن ميخوابد، روحش به عرش الهي ميرود، اما وقتي برميگردد، شياطين در آن دستكاري ميكنند... اگر فرد باوضو بخوابد، شياطين نميتوانند دستبردي به آن بزنند. خواب داراي طبيعتي سرد است، بنابراين نبايد قبل از خواب فعاليت گرم و شديد انجام داد. معده انسان نبايد هنگام خواب زياد پر يا خالي باشد. اگر كسي با معده پر بخوابد، بخارات حاصل از هضم ناقص غذا به مغز رسيده و آرامش او را ميگيرد و منشأ خوابهاي پريشان ميشود. همچنين در روايات داريم با شكم گرسنه نخوابيد و حتما شام بخوريد، حتي يك دانه خرما. اميرالمؤمنين عليهالسلام فرمودهاند: خوابيدن به پشت، خواب انبيا و خوابيدن به شانه راست خواب مؤمنان است. خوابيدن به شانه چپ، خواب كفار و منافقين و خوابيدن به شكم، خواب شياطين است. وقتي به پهلوي چپ ميخوابيم، اعضاي درون سينه به قلب فشار ميآورند و قلب مؤمن كه مركز الهامات و اشارات الهي است، نميتواند كارش را بهخوبي انجام دهد و از ديدن رؤياي صادقه محروم ميشود. خواب به شكم هم بدترين خواب است؛ چون اخلاط غليظ بدن را به سمت قلب ميكشاند، پس چشمها پف ميكند، زبان سنگين و دهان بدبو ميشود. براي كاهش مقدار خواب، بهتر است هر شب قبل از خواب، استنشاق۲ كرده و پس از آن در هر يك از مجاري بيني چند قطره عصاره سياهدانه بچكانيد. 1. بحارالانوار، ج4، ص 145. ۲. استنشاق؛ بهمعني شستوشوي بيني و مجاري تنفسي و حلق، با آب نمك است... منبع: كتاب عالمي كه انسان نام گرفت برچسبها: خواب, مزاج گرم, مزاج سرد, گناه, طاعت, رؤياي صادقه [ سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1390 ] [ 0:6 ] [ هانی ]
[ ]
آقاجان من از شما معذرت میخواهم که این روزها رسم وفا و مردانگی تغییر کرده است و برخی بزرگواری شما را فراموش کردهاند. شاید از یاد بردهاند که امروز این همه سربلندی در سایه چه کسی به وجود آمده و چه کسی ما را از پیچ و خم روزهای سختی گذرانده و به جایگاهی نزدیک به قله اندیشههای ناب رسانده است. یا شاید نمیدانند که شما فقط رهبر کشور ایران نیستید، که رهبر همه مسلمین جهاناید و تمام مسلمانان جهان به وسیله رهنمودهای شماست که امروزه پیروزیهای بزرگ یکی پس از دیگری نصيبشان ميشود ... کاش به جای نمک گاهی هم مرهمی میشدند بر روی زخمهایی که از دوست و دشمن خوردهايد. اگر آنها به یاد ندارند، من خوب یادم هست که در 13/ 4/ 1390 فرمودید: «صبر امام حسين عليهالسلام فقط اين نبود كه بر تشنگى صبر كند، بر كشته شدن ياران صبر كند؛ اينها صبرِ آسان است. صبرِ سختتر اين است كه ديگران، افراد صاحب نفوذ، افراد آگاه، افراد محترم هى بگويند آقا نكنيد، اين كار غلط است، اين كار خطرناك است. هى ايجاد ترديد كنند. افرادى مثل عبدالله جعفر، عبدالله زبير، عبدالله عباس؛ اين شخصيتهاى برجسته بزرگ آن روز دنيا، آقازادههاى مهم اسلام، اينها هى بگويند نكن اين كار را ...» آقاجان یادمان نمیرود «کل یوم عاشورا و کل عرض کربلا» را و اينكه در همه زمانها این افراد وجود دارند و درد آورند ... [ چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390 ] [ 21:41 ] [ مشکات ]
[ ]
بسم رب الشهدا این روزها دلم بدجور هوای سیدمرتضی کرده، نمیدانم شاید غربت ابراهیم تو را به یادم میآورد. میگویند تاریخ تکرار میشود، اما چقدر فاصلهها کم شده! هنوز بیست سال از شهادت تو نگذشته که داستانت یکبار دیگر تکرار میشود ... این بار اما با ابراهیم ... من آن روزگاران کودکی بیش نبودم، اما بعدها شنیدم قصه شجاعتت را، ایمانت را و مظلومیتت را. آن روزها که دشمن خارجی مرزهای جغرافیایی سرزمینت را آماج حملات خود قرار داده بود و دشمن داخلی مرزهای عقیده و ایمانت را نشانه گرفته بود، تو یکه و تنها به قلب دشمن زدی و ایستادی، اما شنیدم که مظلومانه ایستادی. شنیدم که دوست و دشمن ایستادند تا بشکنند قلمت را، ایمانت را، آرمانت را، زهی خیال باطل که تو فرزند خمینی بتشکن بودی.
و امروز ابراهیم قلمت را که سالها بر زمین افتاده بود، برداشته تا آنچه را که در مکتب تو آموخته پس بدهد، اما همانهایی که روزگاری با همه قوا جلوی تو ایستادند، امروز نیز همه قوای خود را به میدان آورده تا شاید وی را از میدان برانند ... زهی خیال باطل که او نیز شاگرد روحالله است و بسیجی خمینی بتشکن. اینک اما ابراهیم تو را خوب میشناسم . با "مهاجر"ت همان پرنده کوچکی که سفیر ایستادگی و شجاعت و مظلومیت مردان این سرزمین بود و "دیدهبان"ت كه مردی از جنس اخلاص و توکل و ایمان بود و "بوی پیراهن یوسف"ت كه آن روزهای ما را عطرآگین کرده بود به عطر خوش آزادی پرستوهای عاشق و چه عاشقانه سرودی قصه عشق را به وسعت "کرخه تا راین" اما "آژانس شیشهای"ات مظلومانه سرود قصه مظلومیت شیربچههایی که به جنگ غول رفته و حالا انگار غریبهاند میان آدمهای شهر و دیار خود ... اینک اما پس از گذشت آن روزها یک بار دیگر به میدان آمدی تا ثابت کنی همان بسیجی خطشکنی و تو را چه باک ابراهیم اگر دوست هم در این معرکه جدال عقیده و ایمان، تنهایت گذارد و دشمن با همه توان خود رودرروی تو صفآرایی کند که تو با خدا معامله کردهای و آنکه با خدا معامله کند، قطعا پیروز است. ابراهیم! اکنون باور دارم که میراثدار حقیقی سیدمرتضای شهیدی. آری تو وارث سید شهیدان اهل قلمی نه آنکه خود را با سبب و نسب به سیدمرتضی پیوند میدهد که میراثدار مرتضی مردی از جنس خود اوست با همان غیرت، با همان شجاعت و با همان ایمان.
[ شنبه هفتم آبان 1390 ] [ 17:43 ] [ دیدهبان ]
[ ]
|
|
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] |